4. معلومات علمي او. رسالهٴ اسطرلاب چاسر يك رسالهٴ علمي واقعي است، كه تا آنجا كه از دو بخش موجود آن ميتوان داوري كرد، كتاب درسي معتبري است فاقد ابتكار، ولي حاكي از مطالعهٴ دقيق موضوع. در آن زمينه ما دقيقاً از معلومات وي خبر داريم؛ در مورد ساير زمينهها تنها ميتوانيم حدس بزنيم.
او علاوه بر نجوم و اخترگويي با طب و ساير نظريات علمي و خرافات عصر خويش، از لحاظ علمي آشنايي داشت و در آثار خود كمابيش برحسب تصادف ميتوانست از آنها ذكري كند. مثلاً با نظريهٴ اخلاط و مزاجها، با قيافهشناسي، خواندن نقش پيشاني (پيشگويي از روي خطوط پيشاني)، علم رمل، كيمياگري و تعبير خواب آشنايي داشت. در هر موردي مشكل بتوان گفت كه آيا او خود بدانها معتقد بوده يا آنها را خرافات ميانگاشته و تا چه حد در آنها مشاركت داشته است. احساس من اين است كه در همهٴ آنها ((به شيوهاي شاعرانه)) سهيم بوده است. بيشك او اديبي هنرمند بود و جزئيات علمي را مانند امور ديگر متناسب با منظور هنري خويش به كار ميگرفت. انتخابش در مورد جزئيات علمي يا شبه علمي بسيار زيركانه بود؛ آنها را بااحتياط شايان ستايش به كار ميگرفت، درست همانقدر كه حاكي از زمينهٴ فكري شخصيتهايش بود.
ازاينرو بررسي معلومات علمي چاسر از لحاظ تاريخ علم به مفهوم دقيق آن چندان مهم نيست، بلكه بيشتر از لحاظ درك انتشار افكار علمي در ميان مردم زمان اوست كه اهميت دارد.
از قرار معلوم او عقايد زمان خود را در مورد تأثير بروج و منازل قمر، يعني وجود پيوندهاي نزديك ميان ستارگان و اعضاي بدن، وجود روزها و ساعات سعد و نحس را باور داشت؛ مانند اغلب معاصرانش به احكام نجوم معتقد بود؛ با اين همه، مجبور بود آن را محكوم كند يا دستكم ملايمتر سازد، زيرا با اعتقاد مسيحيت به مختار بودن انسان هماهنگي نداشت. بنابراين، مخالفتش با احكام نجوم بيشتر ناشي از دلايل ديني بود تا علمي.
در يكي از افسانههاي كانتربري1 طنز كوبندهاي در مورد كيمياگران به كار بردهاست؛ اين بدان معني نيست كه وي كاملاً مخالف كيمياگري بود، بلكه حاكي از آن است كه مسئله را مورد بررسي قرار داده بود. وي ميدانست كه كيمياگري چه فرصت فريبندهاي در اختيار كلاهبرداران ميگذاشت.
تعيين مأخذ معلومات علمي او دشوار است؛ از نامهايي كه در اينجا و آنجا ميآورد، اصلاً نميتوان آنها را با اطمينان دريافت، نامهايي از قبيل بقراط، جالينوس، قسطنطين افريقي و غيره.
اين افكار در زمان او مشهور بود و ممكن است آنها را از موٴلفان زيادي از قديم و جديد يا از روايات شفاهي كسب كرده باشد.
1.Chanouns Yemannes